بحثی شد راجع به ماهی و ماهیگیری و همان قصه معروف که به دیگری باید ماهیگیری یاد داد نه این که ماهی داد. البته بحث که نبود. نوشته ای بود در یک نشریه حامی میرحسین که مثل همیشه چند صفحه هم برای نقد(بخوانید تخریب) احمدی نژاد گذاشته بود و یکی از تیترهای انتقادیشان نسبت به دولت نهم این گونه بود:"وای بر تو احمدی نژاد".(نقد رو حال کنید) در این نوشته احمدی نژاد شده است رییس جمهور خیانتکار(مستقیماً گفته شده) چرا که به جای یاددادن ماهیگیری به نیازمندان به آن ها فقط ماهی داده است.
از خواندن این عقده نوشته تنها می توان یک نتیجه گرفت و آن این که هدف هر وسیله ای را توجیه می کند. چیزی که در این چند روزه حامیان میرحسین به نحو اکمل آن را مورد توجه قرار داده اند. از ضرب و شتم تا دروغ و فریب تا استفاده از نمادهای مذهبی تا حرف های دو پهلو و هزار حرف و حدیث دیگر که در این چند هفته مانده به انتخابات احتمالاً شدیدتر هم خواهد شد.
چه کسی به این مردم ماهیگیری یاد داد؟ آیا دولت های قبلی یاد دادند؟ آیا سیاست های اقتصادی دولت های هاشمی و خاتمی چیزی جز توسعه بدون عدالت بود؟ و آیا نتیجه همین سیاست ها گسترش فقر و له شدن قشر ضعیف تر در زیر پای طبقه مرفه نبود؟ اگر آن موقع به این قشر ضعیف ماهیگیری یاد داده بودند که الان احتیاج به ماهی نبود. حالا دوستان می خواهند به این آدمی که از فقر نای بلند شدن ندارد ماهیگیری یاد بدهند. انسانی که به زور سرم و مُسکن زنده است را تا لب رودخانه ببرند و قلاب به دستش بدهند. رییس جمهور خیانت کرده است چون به این آدم های زیر آوار سرمایه داری مانده ماهی داده است و چه خیانتی از این بالاتر!!!. با فرص این که از وام های خوداشتغالی و سهمیه های شغلی دولت برای این عزیزان بگذریم(که مصداق یاددادن ماهیگیری است) دولت تنها با مبالغ ناچیزی کمک نقدی هنوز نتوانسته زخم سال های اقتصاد لیبرال را التیام بخشد. آقایان نامحترم حرف آخر این که آن کسی که شما توقع یاد دادن ماهیگیری به او را دارید نای رفتن تا لب رودخانه را ندارد.
شاید هم همه این نوشته ها و حرف ها فرار رو به جلویی باشد که تعریف خیانت عوض شود تا خیانتکاران واقعی در این آب گل آلود برای خودشان ماهی بگیرند و بخورند و نوش جان کنند و با خیال راحت از کاندیدای روزهای بحرانشان حمایت کنند و تجلیل وافر بنمایند.
پی نگاشت ۱: نعوذ بالله حضرت علی(ع) هم که توبره نان و خرما بر دوش می انداخت و در کوچه های کوفه به دنبال نیازمند ....... (مقایسه رفتاری بکنید نه مقایسه شخصیتی)
پی نگاشت۲: این حروف الفبای لعنتی!! کدوم خری این حرف الف را گذاشت اول؟ چرا این همه جانبداری؟ اصلاً چه معنی داره کسی که چهار سال حیثیت این کشور را زیر سؤال برده اول فامیلش الف باشه؟ چرا همیشه این احمدی نژاد باید اول باشه؟![]()
نامه ها زیاد بودند و هر کدام هم از رنجی می گفتند که بعضیشان ملموس و بعضیشان مبهم بودند. بعضی آنقدر راحت نوشته بودند و چنان درد رنجشان را نگاشته بودند که از پشت صفحه کاغذ میتوانستی تصور کنی حال و روزشان را. بعضیشان انقدر کتابی بودند انگار که بارها قبلاً از این نامه ها نوشته بودند و امیدی به حل مشکلشان نداشتند. بعضیشان آنقدر درخواستشان ساده بود که غمی بزرگ بر سینه ات می نشاند و بعضی انقدر توقع نامعقول داشتند که می ماندی چه کنی.
در میان همه این نامه ها و این همه مراجعه کننده که دنبال کارشان بودند لحظه های نابی وجود داشت و حرف هایی که در عین سادگی معنایی عمیق داشتند.
روزی مراجعه کننده ای داشتیم که جواب نامه اش در دستش بود و من در این بین تنها این جمله را از این آقا شنیدم که " همین اندازه که جواب نامه من را دادید و به همین اندازه به من توجه کردید من راضی هستم و اصلاً مشکلم هم حل نشود. دیگر نمی خواهد پیگیری کنید. همین تفاوت برای من کافی است. خیلی هم از شما ممنونم که به درددل من توجه کردید و نامه من را بی پاسخ نگذاشتید." با شور و حرارت خاصی این جملات را گفت و رفت و من در آن لحظه نمی دانستم که باید خوشحال باشم یا ناراحت.
نامه های مردمی سفر ریاست جمهوری عالمی داشت و درس ها و پندها و لذت ها و دردهای فروانی که مدتی ما را درگیر کرد.
پی نگاشت ۱: چند روزی توفیق شد رفتیم پابوس آقا امام رضا(ع). کوتاه و دلچسب بود ولی حیف که هم زود دیر شد و هم قدرش را ندانستیم.
پی نگاشت۲: آن کس که نفهمد در این دوره کدام کاندیدا اصلح است همچون کاندیدایی است که نمی فهمد مردم نفهم نیستند.
پی نگاشت ۳: دوستانی! که معتقدند نباید از آقا هزینه!!! کرد کاری کنند که آقا این همه از خودش هزینه نکند.
سلام
جناب آقای کاندیدا
راستش را بخواهید شک داشتم که این نامه را بنویسم. اما وقتی شنیدم که انتقادپذیری را جزو اصول دولت تشکیل نشده خود می دانید من هم دلگرم تر شدم که چند تا نقد کاملاً انتقادی را بارتان کنم تا "خوش بود گر محک تجربه آید به میان". قبل از وارد شدن به نقدهایم لازم می دانم خدمتتان عرض کنم بنده در این چهارسال اخیر دچار بیماری ای شده ام که تفاوت بین تخریب و انتقاد سازنده را متوجه نمی شوم. به پزشک هم مراجعه کرده ام. در یک شورای پزشکی به این نتیجه رسیدند که به دلیل شرایط محیطی دوگانه سلولهای مغزی تشخیص دهنده نقد و تخریبم تا حدود زیادی از بین رفته است. چیز خیلی مهمی نیست فقط گفتم که اگر نقد سازنده ای هم در نامه دیدید منظورم همان تخریب بوده است.
یکی از دلایلی که من را مجبور کرد بعد از هفت هشت ده بیست سالی که به کسی نامه ننوشته ام برای شما این کار را انجام دهم این بود که من یکدفعه احساس خطر کردم. نمی دانم چرا ولی امروز صبح که از خواب بیدار شدم حس غریبی داشتم. خیلی نگران آینده مملکت شدم و حس می کردم الان است که یک بمب اتمی ۲ میلیون تنی بخورد وسط ایران و تا لب مرزها را از وسط به سمت طرفین شخم بزند. احساس غریبی است ولی عجیب تر آن است که نمی دانم چرا این وسط حس ششم مرا وادار کرد به شما نامه بنویسم. حالا که دارم برایتان می نویسم به صورت سینوسی احساس خطر و آرامش می کنم.
آقای کاندیدا شما چرا احساس خطر می کنید؟ حس شما هم مثل من به خاطر بدخوابی دیشب است یا خدای نکرده مسأله دیگری شما را نگران کرده است؟ کسی شما را ترسانده؟ چرا بعد از این همه سال حالا؟ شاید شما هم تبلیغات شرکت گاز را خیلی جدی گرفته اید؟ خیلی خطر داره حسن! شاید شما هم قدرت تشخیص نقد و تخریبتان مثل من از بین رفته و همه تخریب های این سال ها را نقد کاملاً دلسوزانه و سازنده برداشت کرده اید و این همه انتقاد از سر درد شما را دچار این جوگرفتگی کرده است که چقدر وضعیت خراب است که حجه الاسلام هم دیگر نمی تواند سکوت کند و می خواهد مدارا را کنار بگذارد. از آن جا که شما معتقدید هر کس احساس خطر کرد می تواند تخریب کند من هم حرف شما را می پذیرم و با کمال میل شما را تخریب می کنم البته به خاطر احساس خطری که کرده ام نه به خاطر هوا و هوس و غرض و مرض خدای ناکرده.
تا آن جایی که یادم می آید علت نگرانیتان را قواعدی بیان کرده اید که قبلاً رعایت میشد ولی حالا دیگر نه. ای قواعدی که گفتی یعنی چه؟ هر چند شما نگفتی من خیلی فکر کردم و در یک تحقیق میدانی به این نتیجه رسیدم که تفاوت شباهت سال های نه چندان دور را با این چهار سال بررسی کنم که قواعد حتماً همان هاست. متأسفانه به نتایج خوبی نرسیدم و دوباره احساس خطر کردم.
- افتتاح پروژه هایی که خودشان یک پروژه بودند.
- طرح هایی که احتیاج به شجاعت و جسارت تحول آفرینی داشتند و کسی شجاع نبود.
- فضایی که هر نقدی در آن با تهمت "تو متحجری" یا "این بسیجیه" یا "گروه فشاریه، بکشیدش" یا "این ضدانقلاب را بندازید زندون" یا "به نماینده حکومت توهین می کنی؟" جواب داده میشد.
- حزبی که با آمدن دولت تشکیل میشد و با حمایت های کامل دولت پا می گرفت(بعضاً پول می گرفت) و وظیفه اش حفظ قدرت بود.
- مردمی که می نالیدند و کسی حتی به حرفشان هم گوش نمی کرد چه برسد به حل مشکلشان. کسی نامه هایشان را نمی خواند چه رسد به جواب دادن نوشته هایشان.
- لابی های چند نفر با قدرت چند اسب بخار برای حفظ وزارتخانه مطبوعشان.
- توصیه مکرر رهبری بر لزوم مبارزه با فقرو فساد و تبعیض و گوشهای دروازه ای دوستان و توقع اختیارات روزافزون.
- لوایح بودجه ای که با تغییر اندکی برنامه میشد و وزیرانی که به راحتی رأی اعتماد می گرفتند.
- امتیازات نانوشته ویژه ای که برای صادرات و واردات نوشته شده بود.
-........
این ها و صدها نانوشته دیگر همه شباهت سالهای نه چندان دور بودند که تفاوتشان با الان نیز روشن است. آقای کاندیدا! قواعد همین ها هستند؟ آیا شما در تمام این سال ها جزء قواعد بوده اید یا به تازگی به قواعد اضافه شدید؟
آقای نامزد
گویا در مورد حیثیت جمهوری اسلامی هم در جایی صحبتی کرده اید. تکرار ضعف و زبونی در مقابل چند قدرت حیثیت بر است یا ایستادن در مقابل همه ترفندهای دشمن؟ تعلیق داوطلبانه حیثیت بر باد می دهد یا تعلیق نکردن غنی سازی به هر قیمتی؟ خنده وزرای اروپایی در تهران یا اعتراف به سرسختی ایران در غیرتهران؟ گفتگوهای زیرزمینی با مسؤولین آمریکایی یا نامه سرگشاده به رؤسای جمهور و ملت ها؟ صدایی که به موقع و در جای خودش در نیاید صداقتی در کلامش نیست. از این که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و با شما جدی صحبت کردم عذرخواهی می کنم. از اول هم قصد شوخی با شما را داشتم چرا که بیشتر حرف ها و شعارهای انتخاباتیتان را در بهترین حالت میتوان شوخی تصور کرد.
آقای کاندیدا
شنیده ام که هنرمند هم هستید و دست به قلم مویتان هم خوب است. برای هنر مملکت هم احساس خطر کرده اید یا نه؟ اصلاً قیمت رنگ و بوم و قلم مو اضافه شده است؟ ترکیب سبز و زرد و قرمز چه رنگی می شود؟ مملکت ما از دید هنرمندانه شما الان چه رنگی است؟ شما به چه رنگی بیشتر علاقه مندید؟ چرا بعضی رنگ های نچسب هم در تابلوهای شما دیده می شود؟ بالاخره زمان انتخابات است و باید همه رنگ ها را جذب کرد. یک بار گفتید من به رنگ سبز عشق می ورزم و بار دیگر با قهوه ای ها نشست و برخاست کردید و اندکی بعد از خوبی های سفید گفتید و از حمایت ذغالی ها هم بهره مند شدید. این چه تابلویی است که کشیده ای جناب آقای هنرمند؟ هر چی رنگه چپوندی تو این پارچه. یا رومی روم باش یا زنگی زنگ. این طرح های کوبیسمی چیه از خودت میدی بیرون؟ رئال بکش. ناسلامتی شما میخوای رییس جمهور ۷۰ میلیون آدم واقعی بشی.
فکر کنم به اندازه یک نامه برایتان نوشته باشم و حالا در پایان نامه ام احساس متفاوتی دارم. آن حس خطر و آرامشی که گفتم سینوسی بود حالا به گمانم کسینوسی شده. مهندس! این معادله خطر و آرامش من را حل کن با مجهولاتی که در مسأله نداده بودی و خودت میدانی.
پی نگاشت۱: در پی اعلام حمایت رنگ سبز از یکی از کاندیداها قیمت خیار و هندوانه سربسته با افت شدیدی مواجه شد و گوجه فرنگی با سوء استفاده از فرصت پیش آمده قیمت خود را افزایش داد و مسؤولان امر متهم به ناکارآمدی در زمینه تولید خیار به رنگ های دیگر شدند.
پی نگاشت۲: چند روز قطعی اینترنت من را که حسابی معتاد شدم دچار مشکلاتی کرد.
پی نگاشت۳: این مصاحبه آقای ابطحی را از اینجا دانلود کنید تا ایشان را بهتر(بدتر) بشناسید.

به هر نفس که در این سال ها کشیدم من
تمام همت تو سوی اوج رفتن ماست
گمان مکن که تو هستی و با خودت تنها
تمام جبهه حق پا به پا ملازم ماست
اگر چه موج ها ز پشت هم آیند
چنان بایستی که باز ساحل ماست
همان زمان که نبودی تو را بدیدم من
در این شلوغ زمانه دوباره فرصت ماست
از این نحیف تر تو را ندیده کسی
بدان تمام امیدم به آشنایی ماست
اگر چه بود هزاران سخن به پشت سرت
غنای سفره تو خود دلیل کافی ماست
شنیده ام که صدایت رسیده تا تاریخ
همان دو جمله تو به ز صد عبارت ماست.
به رغم مدعیانی که منع رأی کنند
دو چشم خسته تو حجت موجه ماست

پی نگاشت ۱: کارگردان سریال "افسانه جومونگ" به جهت دهی آشکار سریالش در جهت جمایت از احمدی نژاد و تضغیف سیاست های اصلاح طلبان متهم شد. صدا و سیما نیز در این بین اقدام به پخش بیش از اندازه این سریال در ایام نزدیک به انتخابات کرده است. سیمای ضرغامی تا آن جا پیش رفت که آن را تبدیل به سریال اول خود در ایام نوروز کرد که هر روز از شبکه سه سیما به تماشا گذاشته میشد. بعد از آن نیز هفته ای دوبار به پخش آن اقدام می کند که امری کم نظیر در مورد سریال های خارجی است. علی رغم این که کارگردان سریال هر گونه رابطه ای را با عالم سیاست نفی کرده است ولی مخالفان این اقدام این امر را غیرقابل باور می دانند.
پی نگاشت ۲: امروز همایش دانشجویی حمایت از احمدی نژاد در شیراز برگزار شد. جلسه خوبی بود. یکی از دانشجوها تلویحاً گفت:"اگر واقعاً اصول گرا یا اصلاح طلب یا ملی گرا هستید به احمدی نژاد رأی بدهید چرا که اصولگرای واقعی و اصلاح طلب حقیقی است و عِرق میهن دوستی را هم دارد." جاتون خالی به جای این که مثل بعضی ها به جوونا برسن و جذبشون کنن یه بسته فرهنگی شامل نشریه و لوح فشرده و پوستر احمدی نژاد و آقا را به قیمت ۱۵۰۰ تومان می فروختند. بازار سیاهی راه انداخته بودند و به قیمت های بالاتر هم راضی بودند. گفتند هر چی بیشتر بدید خرج ستاد دانشجویی میشه.
با سلام و دیگر هیچ
آقای احمدی نژاد رییس جمهور ایران اسلامی
بنده هیچ علاقه ای به مقدمه و مؤخره و صغری برای رسیدن به کبری ندارم. سؤال اصلی من در اینجا این است که شما برای چه می خواهید چهار سال دیگر رییس جمهور این مملکت شوید؟ آیا چهره خود را در آینه دیده اید که اصلاً شبیه رییس جمهور ها نیست؟ آیا سر شما بر روی بدنتان سنگینی می کند؟ آیا احساس شما از سنگ است؟ آیا این همه انتقادهای سازنده و کاملاً به جایی که در روزنامه های حزبی و خبرگزاری های حزبی تر علیه شما ایراد می شود را نمی بینید و نمی خوانید و نمی گویند بهتان و نمی شنوید؟ چرا قبول نمی کنید که یک جای کارتان ایراد دارد که این همه آدم خوش فکر و دلسوز و پاک شما را قبول ندارند؟ شما با کشور عزیزمان ایران چه کرده اید که این انسان های خداترس که بعضیشان قبلاً سایه هم را با موشک می زدند برای مقابله با شما متحد شده اند؟ حتم دارم که مشکل با شماست. شما آدم تازه واردی بودید که ناگهان وارد عرصه سیاست شدید و گوی سبقت را از دیگر حریفان ربودید. بله این اولین اتهام شماست. شما سارق هستی!! سارق گوی سبقت از رقیبان. آقای احمدی نژاد این گوی سبقت(گوی قدرت) را به رقیبان باایمان و خدمتگزارت تحویل بده و با خیال راحت به زندگی ات برس.
آقای دکتر!
شما با سفرهای استانی و سرزدنتان به مناطق محروم خیانت بزرگی به انقلاب و دولت های قبلی کردید. چگونه می خواهید در مقابل جلال و عظمت خداوند پاسخگو باشید؟ شما همه اعتبار و پرستیژ کار ریاست جمهوری را به باد داده اید و اگر این روند چهار سال دیگر ادامه پیدا کند دیگر کسی حاضر به کاندیدا شدن برای انتخابات ریاست جمهوری نیست. از خدا شرم کنید و به بهانه خدمتگزاری اینچنین حیثیت جایگاه ریاست جمهوری را زیر سؤال نبرید. مردمی که تا به حال در روستاشان یک فرماندار ندیده بودند چرا حالا باید یک رییس جمهور را ببینند؟ مگر دیدن چهره غیر دیپلماتیک شما برای آن ها چه فایده ای دارد؟ آیا فکر نمی کنید با این کار دولت های بعدی را با مشکلات جدی مواجه می کنید؟ با این فرهنگی که شما ایجاد کرده اید و این سطح توقعی که برای مردم ساخته اید دیگر هیچ رییس جمهوری وقت پیدا نمی کند به تقویت جسم و روح خود و تماشای جام ملت های اروپا بپردازد. از این حرکات پوپولیستی دست بردارید و کاری اساسی برای مردم مناطق محروم انجام دهید. هیچ می دانید قیمت پفک و املت و چیبس سرکه ای در زمان ریاست جمهوری شما چند برابر شده است؟ به جای این سفرهای استانی و به جای این هزینه ها برای مردم چیبس و ماست بفرستید که بخورند و جگرشان حال بیاید.
رییس جمهور تنش زا
شنیدم دست گل جدیدی نیز به آب داده اید و در نشست ژنو بر علیه اسراییل صحبت های تندی کرده اید. مگر شما نمی دانید که اسراییل و حامی قدرتمندش آمریکا همه کاره جهان هستند و اصولاً این فضولی ها به ما نیامده که آن ها در دنیا چه کار می کنند؟ به جای این کارها به مردم خودتان برسید و از حقوق آن ها دفاع کنید نه حقوق بشر. هر چیزی جای خودش را دارد. روز قدس را برای چه گذاشته اند؟ در آن روز هر چه فریاد دارید بر سر اسراییل بزنید ولی نه با صدایی که دشمنان بفهمند و دیگر با ما دست ندهند. شما حماسه نشست تهران را فراموش کرده اید که ما سه وزیر امور خارجه اروپایی را به تهران کشیدیم و کاری کردیم که از خنده ریسه بروند؟ آن روز ما خبرساز دنیا شدیم و همه اروپایی ها به ما احسنت گفتند و این خیلی جای افتخار داشت. اما شما امروز کاری کردید که همه آن ها از ما ناراحت شدند و ما را متهم به چیزهای بد کردند. چرا با دم شیر بازی می کنید؟ آیا گفتمان اصیل امام و انقلاب این گونه بود؟ شما آن موقع نبودید، در حالی که ماها بودیم و همه چیز را از نزدیک دیده ایم و می دانیم که اگر امام در حال حاضر بودند شما را عزل می کردند.
آقای رییس جمهور
در دوران ریاست جمهوریتان هیچ وزیری از دست شما آسایش نداشت. اول که از همه تعهد گرفتید که فقط خدمتگزاری برای مردم و در غیر این صورت برکنار می شوند و بعد هم به دلایل مختلف یکی یکی ایشان را برکنار کردید. آیا وزیر نباید امنیت شغلی داشته باشد؟ شما همه سیستم های قبلی را مخدوش کرده اید و وزیران را در شرایط استرس کاری قرار دادید. بهتر نبود به جای این کارهای عوام فریبانه میثاق با وزیران، قدری به آن ها فرصت استراحت و لذت از مقام می دادید تا منتقد شما نشوند. متأسفانه شما با وزیران کابینه تان درست برخورد نکردید و مانند دوره های قبل امنیت شغلی برای آن ها ایجاد نکردید. اصولاً شما همه جنبه های مدیریت را به سخره گرفته اید و این موضوع وقتی بیشتر روشن می شود که انحلال سازمان مدیریت را یک موفقیت می دانید. این که شما مدیریت ها را استانی کرده اید زیاد مهم نیست. شما با کدام منطق یک سازمان عریض و طویل را که سابقه چند دهه در این مملکت دارد منحل کردید؟ اگر این سازمان مفید نبود که این همه وقت کار نمی کرد. اصولاً در بحث سازمانولوژیسم قدمت تقدس می آورد و شما متأسفانه با مقدسات این کشور برخورد بدی داشته اید. حداقل فایده این سازمان این بود که سالی چندبار استاندار محترم مجبور بود در راهروهای این سازمان برود و بیاید و بنشیند و بخسبد و پاس داده شود و خیلی کارهای ابتکاری انجام دهد که جای گفتنش اینجا نیست تا بودجه ای بگیرد و در این حین خودش را جای ارباب رجوع بگذارد و با آن ها هم درد شود.
رییس جمهور غیرکارشناس
برای چه می خواهید دوباره رییس جمهور شوید؟ اگر هدفتان این است که در این دوره حداقل اساس نامه دانشگاه آزاد را اصلاح کنید باید به عرضتان برسانم که دانشگاه آزاد جزء مقدسات این مملکت و مجمع تشخیص مصلحت نظام است و هیچ توهینی را نمی پذیرد. دانشگاه آزاد مظهر هم نوع دوستی و عدالت و از همه مهم تر نماد اقتصاد اصیل اسلامی است و شما با این هجمه هایتان به دانشگاه آزاد همه این ها را زیر سؤال می برید. چرا زحمت تعدادی انسان های دلسوز نظام را اینچنین دستمایه بازی های سیاسیتان می کنید؟
مستر پرزیدنت
به راستی شما فکر می کنید پیشبرد فناوری هسته ای کار شما بوده است؟ درست است که شما همیشه در صحبت هایتان این پیشرفت را به مقاومت و ایستادگی رهبر معظم انقلاب و مردم نسبت می دهید ولی ما هم انقدر ببو نیستیم که نفهمیم همه کار زیر سر خودتان است. شما عوام فریب ترین رییس جمهور دنیا به روایت آمار هستید چون در همه کارهایتان بیخود و بی جهت مردم را وسط می کشید. به جرأت می توان گفت که همه پیشرفت های هسته ای اخیر را مدیون از خودگذشتگی ها و زحمات دولت های قبلی هستیم و شما فقط محصولات آن ها را درو کرده اید و ناجوانمردانه به خود می بالید. وای به روزی که مردم این مسایل را بفهمند. اگر در همین چهارسال هم ما با روابط مخفیانه مان با سران آمریکایی و اروپایی خیالشان را از بابت شما راحت نکرده بودیم الان این مملکت با خاک یکسان شده بود و این جز نتیجه کارهای ماجراجویانه شما و سر به سر این ابرقدرتان گذاشتن نبود. برای چه می خواهید دوباره رییس جمهور شوید و جان میلیونها انسان را در خطر افکنید؟
آقای دکتر
خیلی به شعارهای انقلاب و امام افتخار می کنید!! آیا شما متوجه این مطلب نیستید که زمانه دیگر عوض شده است و آن شعارها در برهه کنونی ره به جایی نمی برد. من به امام عشق می ورزم و از نزدیک بارها با ایشان مصافحه هم کرده ام. آیا من ایشان را بیشتر می شناسم یا شما؟ فرزند زمان خویشتن باشید و شعارهای روز را بدهید. در این زمان دموکراسی و جامعه مدنی منتهای کمال هر انسانی است و شما شعارهای قدیمی جامعه مهدوی و عدالتخواهی را مطرح می کنید. چرا شما باید تا این اندازه از جهان فاصله داشته باشید؟ چرا می خواهید دوباره رییس جمهور شوید و تن دوستداران نظام لیبرال دموکراسی را بلرزایند؟ شما یک راسیست بنیادگرای متحجر هستید.(آخیش دلم خنک شد)
برادر محمود
خیلی خوب خودت را در دل رهبر معظم انقلاب جا کرده ای. شما نمی فهمید که نباید مدام وقت رهبری را بگیرید که بخواهند از کارهای شما تعریف بکنند. وقت رهبری باید صرف کارهای مهم تری شود و شما همیشه کاری انجام می دهید که ایشان وقت شریفشان را به شما اختصاص بدهند. این ظلمی به همه مسلمانان جهان است که شما به تنهایی وقت زیادی از ولی امر مسلمین جهان بگیرید.
هر چند که نامه سرگشاده اینجانب بسیار طولانی شد و می دانم که مثل نامه های مردمی آن را به دور می اندازید و نمی خوانید اما هنوز حرف های نگفته بسیاری دارم که ان شاء الله در این مدت باقیمانده تا انتخابات سعی می کنم به گوش مردم شریف و عزیز ایران اسلامی برسانم تا بیشتر شما را بشناسند و از خطرات وجود شما آگاه شوند.
والسلام
اینجانب